تبليغاتX
عاشقانه

عاشقانه

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

 بیوگرافی جنيفر لوپز

 

جنيفر لوپز

   جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲۴ جولای  سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک  بدنيا آمد. او کارش را  به عنوان رقصنده شروع نمود و در صحنه های  ويدئو کليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد.

   در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريالهاي تلويزيونی"FOX" و "رنگ زندگی" نقشهای كوچكي را بازي نمايد.

   اولين فيلم تلويزيونی كه او در آن ايفاي نقش نمود "پرستاران روی خط" نام داشت و بعد از آن در فيلم تلويزيونی ديگری به نام "سقوط پرواز شماره ۷" بازي كرد.

  اما جنيفر اولين فيلم سينمايي خود را در سال ۱۹۹۳ به نام "خانواده من" بازی کرد و بعد از آن هم  در سال ۱۹۹۵ در فيلم "قطار پول" ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را "وسلی اسنامپرچر" و "ودی هاريسون" ايفا ميکردند.

  او در سال ۱۹۹۶ در فيلم "جک" به کارگردانی"فرانسيس فورد" و نقش آفرينی"رابين ويليامز" ظاهر شد و در سال ۱۹۹۷  به اولين موفقيت بزرگ خود به خاطر بازی در نقش "سلنا" که تصوير زنده ای  از خواننده پاپ "‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز " بود، نائل شد.(خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است)و بدين خاطر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه" GOLDEN GLOBE"  را از آن خود ساخته و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ نام گرفت و با پرداخت يک ميليون دلار به وی در همان سال فيلم "ANACONDA" (مار وحشتناک) را بازی کرد.

  بعد از آن در فيلم "خون وشراب" بهمراه "جک نيکلسون" ايفاي نقش نمود و در ادامه او بهمراه "جورج  کلونی" در نقش مارشال فدرال (کارن سيسکو) در فيلم "خارج از محدوده" به کارگرداني "استيون اسپيلبرگ" که بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود ظاهر شد و بدين ترتيب جنيفر  در جايگاه هنر پيشه هاي مطرح و مشهور قرار گرفت.

  کار موسيقی جنيفر لوپز در ششم جولاي سال ۱۹۹۹  با آلبومی به زبان  لاتين شروع شد و اين آلبوم  به خاطر آهنگ " IF YOU HAD MY LOVE" با موفقيت کم نظيری روبرو گرديد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد. در اوايل سال ۲۰۰۰  جنيفر به دليل موفقيت در دومين آهنگ خود بنام "WAITING FOR TONIGHT" کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد  اما او جايزه را ازدست داد.

  در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم  علمی تخيلی و ترسناک "سلول" بازی کرد  که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال نيز در فيلم "ENOUG" ايفاي نقش نمود.

  در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر  به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد كه از جمله اين موفقيتها مي توان به قرار گرفتن آلبوم وي در رديف يكم جدول آهنگهای پاپ و يا بيشترين فروش در هفته اول اکران  فيلم کمدی ـ رومانتيک  "تصميم گيرنده ازدواج" اشاره كرد.

  در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی "MAID IN MANHATTAN"  بازي کرد و در سال ۲۰۰۳  نيز با "بن افلک" در فيلم "GIGLI"  هم بازی شد. او همچنين در فيلم  "ما بايد برقصيم" نقش مقابل"ريچارد گر" را  بازی كرد.

 

  قرار بر اين است او در آينده نزديك فيلم ديگري نيز با بن افلک تحت عنوان "JERSEY GIRL" بازی نمايد.

  او در حال حاضر مشغول بازي در فيلم"زندگی ناتمام ميباشد" است كه مراحل پاياني ساخت را مي گذراند.جنيفر در اين فيلم نقش يك مادر را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم  "رابرت فورد" برعهده دارد.

  جنيفر در سال  ۱۹۹۷  به مدت کوتاهی با "اجانی نوا"که يک مدل و يک هنرپيشه بود  ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با (SEAN  PUFFY  COMBS) رابطه داشت. در دسامبر   ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS  که به يک کلوپ شبانه در خارج از  شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند و در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند ولي به آنها آسيب چنداني نرسيد.

  اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با "كريس جود" كه در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ "LOVE DON'T COST "ATHING رقاصی ميکرد آشنا شد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کرده و در سپتامبر  همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند.

  در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر  با "بن افلک" نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست  دارد مادر بشود تا کمی  به زندگييش تداوم ببخشد.

 

با معرفتا نظر بدن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/02ساعت   توسط رضا   | 

فریاد عشق
                        

                

در این حال و هوا ; در سکوت تنهایی ات صدای قلبت را گوش کن ...

گوش کن به صدای تپش قلبت ...

می دانم دلتنگ منی و میدانم که دلت هوایم را کرده است !

میدانم که دوستم داری و میدانم که تنها به عشق من نفس میکشی !

من در قلب تو هستم و میدانم که در آن قلب مهربانت چه میگذرد !

چرا دلتنگی ؟ من که در قلب تو هستم عزیزم !

هرگاه دلت گرفت با قلبت درد دل کن ... من همیشه در قلبت هستم و گوش میکنم به درد دلهایت !

قلب تو خانه است ; عشق تو سرپناه من است !

گوش کن به صدای تپش قلبت ! می شنوی ؟

این منم که در قلبت با فریاد به تو میگویم دوستت دارم ; دوستت دارم !

اما صدای من نامفهوم به تو میرسد; پس حس کن که دوستت دارم !

نمیدانی در قلبت چه میگذرد ! من که لحظه های زندگی ام را در قلب تو سپری میکنم میدانم که در قلبت چه غوغایی برپاست...

اما تو نمیبینی و نمیدانی که بر من چه میگذرد !

تپش های قلب تو همان صدای فریاد من است که میگویم دوستت دارم دوستت دارم !

با خونی که در قلبت جاریست زنده ام و به هوای عشق و محبت تو در این قلب مهربانت نفس میکشم !

مرا حس کن ! گرچه میدانم تو پر از احساسات عاشقانه ای !

اگر دلتنگم شدی بدان که من در قلب مهربانت به خواب عاشقانه رفته ام !

به یاد من باش مرا از این خواب بیدار کن ; دلتنگی ها را از قلبت رها کن !

سکوت را بشکن ; همچو من که ذر قلبت با فریاد دوستت دارم سکوت را شکسته ام !

هوای قلبت گرم گرم است ; جای من اینجا امن امن است !!

گوش کن به صدای تپش قلبت ; ببین که هیچگاه از فریاد خسته نمیشوم !!

==============================================
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/16ساعت   توسط رضا   | 

                                      

 

                              بیایید مانند پروانه عاشق باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت   توسط رضا   | 

 

 

                              میلاد مهدی موعود بر تمام شیعیان مبارک باد.

 

برای سلامتی آقا و تعجیل در فرج ایشان  صلوات 

برای شادی روح شهیدان ۸ سال دفاع مقدس هم صلوات

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت   توسط رضا   | 

                                                                          به نام خدا

 آه آه از درد تنهایی روز        

                                                                     

نمی دونی نمیدونی چی میکشم از بی کسی

 

من بی کسم خودم می گم خودم می گم

 

ما آدما فقط باید حسرت عشق رو بکشیم

 

عشقی که هر لحظه اون شده خیانت واس ما

 

آی آدما آی آدما از بی کسی خودتون رها کنید

 

آخه منم دلی دارم ، نفس دارم ،جونی دارم،اشکی دارم

 

تو گریه های بی دلیل به خود می گم عجب عجب ما بی کسیم

 

آی آدما آی آدما بیایید و با هم دیگه صفا کنیم ما آدما

 

ما آدما نفس داریم ما آدما عشق رو داریم

 

عشق به اونی که عاشقی درست ببند درست ببند

 

چون می بینی یه شب می شه که از خیانت اونا تا صبح همش گریه کنی

 

آی آدما آی آدما با هم دیگه ما جمع بشیم ، بخندیم و صفا کنیم

 

ما آدما زود می رویم از این دیار ،از این دیار

 

ای آدما ای آدما ،آی آدما آی آدمابا هم دیگه بخندید و صفا کنید 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/18ساعت   توسط رضا   | 

                       گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا


I dreamed I had an interview with god
خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم

God asked
خدا گفت

So you would like to interview me
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشيد

God smiled
خدا لبخند زد !

My time is eternity
وقت من ابدي است

What questions do you have in mind for me
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي ؟

What surprises you most about human kind
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند ؟

God answered
خدا پاسخ داد :

That they get bored with child hood
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند

They rush to grow up and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد

long to be children again
حسرت دوران کودکي را مي خورند

That they lose their health to make money
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند

and then
و بعد

lose their money to restore their health
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند

That by thinking anxiously about the future
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present
زمان حال را فراموش مي کنند

such that they live in nether the present
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند

And not the future
نه در آينده

That they live as if they will never die
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ? نخواهند مرد

and die as if they had never lived
و آنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while
و مدتي هر دو ساکت مانديم

And then I asked
بعد پرسيدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد

but they can do is let themselves be loved
اما مي توان محبوب ديگران شد

To learn that it is not good to compare themselves to others
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the most
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد

but is one who needs the least
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم

and it takes many years to heal them
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد

To learn to forgive by practicing for giveness
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند

T o learn that there are persons who love them dearly
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند

But simly do not know how to express or show their feelings
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند

To learn that two people can look at the same thing
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند

and see it differently
اما آن را متفاوت ببينند

To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند

The must forgive themselves
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه                                                        برگرفته از امید مهربان


دوستان عزیز من از اینکه این وبلاگ رو انتخاب کردید متشکرم .                            

فقط نظر یادتون نره.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت   توسط رضا   | 

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

۲۶ تیرماه سالروز ولادت مولی الموحدین  امیر المومنین حضرت امام علی «ع» مرد مردان است.کسی که فخر

زمین و آسمان و مایه مباهات رسول خدا«ص»است. همسر حضرت زهرا«س» و پدر امام حسن«ع» و امام 

حسین«ع» چنان شخصیت گیرا و برجسته ای دارد که کسی را یارای رقابت با او نیست.

علی «ع» مظهر عدالت،شجاعت،مهربانی وایثار است. کسی که حب و دوستی او را به دل ندارد و تابع و پیرو  او

نیست،کس نیست بلکه خس است.او در زندگی سراسر مهر و رنج و تلاش خود جز به اعتلای اسلام و انسان 

نیندیشد.در نظر او دنیا به اندازه عطسه یک بز هم ارزش نداشت. سیره عملی و نظری علی «ع» الگویی 

بسیار مناسب برای تشنگان معرفت و انسانیت است.

سالروز ولادت او را به حق «روز پدر » نامیده اند. پدرانی که صبح تا شب کار می کنند و زحمت می کشند

تا  لقمه ای نان حلال به دست بیاورند. پدرانی که در طوفان ویران کننده گرانی های بی رویه و

نامعقول،بسیاری از اوقات شرمنده زن و فرزندان خود می شوند.همانانی که بیشتر کار می کنند و کمتر به 

استراحت می پردازند تا کانون خانواده همچنان سر پا بماند.

 روز پدر روز تشکر و سپاسگزاری ار پدرانی است که فداکارانه تلاش می کنند و رنج و سختی را به جان

می خرند تا عشق و محبت واقعی را معنا کنند.آنها در مقابل ابن همه زحمت و مرارت هیچ توقعی از فرزندان

خود ندارند،جز اینکه همواره حرمت و احترامشان را نگاه دارند.پس مبادا به کلمه ای تند و درشت دل پدر خود

را بشکنیم و گره بر ابروان  او بیندازیم.روز پدر فرصت خوب ومغتنمی است برای بوسه زدن به دستان

مهربان او،دستانی که هیچگاه از کار وکوشش و نوازش باز نمی ماند. درود بر همه ی پدران بزرگوار.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت   توسط رضا   | 

                                               بسمه تعالی شأنه العزیز

 

دل منور شد ز مشکات نقی   

                                 

                                     آرزومند   ملاقات  نقی

 

                                                                  شعله مصباح دل افروخته

                                                                                                  

                                                                                                   کوکب درّیّ مشکات نقی

 

 

شهادت مظلومانه امام هادی[علی نقی]  برتمام شیعیان

و دوستداران آن حضرت تسلیت باد.

 

تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت   توسط رضا   | 

                                       یا حق

 

«خانه  دوست کجاست؟»

درفلق بود که پرسید سوار 

آسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

وبه انگشت نشان دادسپیداری وگفت:

«نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

ودر آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فوّاره جاوید اساطیر زمین می مانی

وتو را ترسی شفاف می گیرد

در صمیمیت سیال فضا   خش خشی میشنوی:

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا  جوجه بردارداز لانه نور

و از او میپرسی

خانه دوست کجاست»خانه ی دوست کجاست

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت   توسط رضا   | 

 

 مهر از همه بریدم تا مهربان بمانی  

                                             نا مهربان تو رفتی با دیگران بمانی

یا رمز دید کانت کو آشنا تر از  من  

                                           ترسم خدانکرده بی همزبان بمانی

ای رفته از سر قهر از راه صلح باز آی 

                                           خواهم همانکه بودی باری همان بمانی

ای دل مباد کاین عمر بی عشق او سر آری

                                           ایشمع تا سحر   اگر آتش بجان بمانی

   

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت   توسط رضا   |